جستجو در مقالات منتشر شده


۲۳ نتیجه برای اکبری

، اکبری اسبق فیروزه، حاجی شفیعها معصومه،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( تير ۱۳۸۳ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: برخلاف پیشرفت تکنولوژی (Assisted Reproductive Technikgues) ART، میزان حاملگی در ART چندان افزایشی نشان نمی دهد. نکته مهم در عدم موفقیت این روشها اختلال در امر لانه گزینی آمبریوهای منتقل شده می باشد که خود به ۲ پارامتر وابسته است یکی کیفیت و چگونگی رشد آمبریو و دیگری پذیرش آندومتر (تکامل آندومتر جهت لانه گزینی). در تکامل آندومتر هورمون ها نقش به سزایی دارند. اگر چه پروژسترون، هورمون اصلی فازلوتئال در نظر گرفته می شود ولی استرادیول نیز نقش مهمی در این فاز دارد.روش تحقیق: نوع مطالعه آینده نگر و روش نمونه گیری به صورت تصادفی و محل مطالعه بخش IVF بیمارستان میرزاکوچک خان تهران است. بیمارانی که جهت درمان نازایی در سیکل ICSI (میکرواینجکشن) قرار می گرفتند و جهت تحریک تخمک گذاری از پروتکل (GnRHa+HMG) gnRHa+COH استفاده می کردند وارد مطالعه شدند. بیماران با توجه به شرایط سنی به دو گروه تقسیم شدند. زیر ۳۷ سال با short پروتکل. هر پروتکل جهت ساپورت فازلوتئال به ۲ گروه تقسیم می شد. در گروه اول جهت ساپورت فازلوتئال از پروژسترون استفاده گردید و در گروه دوم جهت ساپورت فازلوتئال از پروژسترون و استرادیول والرئات استفاده شد. در هر گروه سطح سرمی استرادیول و پروژسترون روز مصرف HCG و ۱۲ روز بعد انتقال جنین اندازه گیری می شد. در آخر میزان حاملگی و لانه گزینی در هر دو گروه محاسبه شد. جهت آنالیز داده ها از تی استودنت و آزمون واقعی فیشر استفاده گردید.نتایج در گروه دوم در بیمارانی که از پروتکل long GnRHa+COH استفاده کردند درصد حاملگی بیشتر از گروه اول بود. در همین گروه میزان سرمی استرادیول و پروژسترون ۱۲ روز بعد انتقال جنین بالاتر بود.بحث در بیمارانی که تحت ICSI قرار می گیرند و از پروتکل long GnRHa+COH استفاده می نمایند افزودن استرادیول به پروژسترون جهت ساپورت فازلوتئال می تواند سبب افزایش میزان حاملگی گردد.
، فلاحی مطلق مسعود، جمالی فرهاد، حسنی افشار علی، دل خواه اکبری لیلا، حسن خوانی زهرا، پورعلی رضا،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( فروردين ۱۳۸۴ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: به عدم هماهنگی در عملکرد طبیعی دیسک مفصل گیجگاهی فکی نسبت به گلنویید فوسا، اختلالات داخل کپسولی مفصل گیجگاهی فکی گفته می شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی وجود اختلافدر میزان شیوع اختلالات داخل کپسولی و ارزیابی علت شناسی میان مردان و زنان بیمار می باشد.مواد و روش ها: با توجه به این که ۴۵ درصد دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، پسر و ۵۵ درصد بقیه دختر هستند. از مجموع ۱۵۰ نفر دانشجو ۸۵ نفر دختر و ۶۵ نفر پسر به طور تصادفی مورد مطالعه قرار گرفت. دانشجویان معاینه و نتایج در پرسش نامه ثبت گردید. اطلاعات با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.نتایج در بررسی توزیع فراوانی نسبی و مطلق افراد مورد مطالعه (به تفکیک جنس و وجود اختلال داخل کپسولی)، ۴ نفر (%۲۱,۹) از مردان و ۲۲ نفر (%۲۵.۶) از زنان مبتلا به بیماری بودند. با توجه به آزمون کایاسکوائر ارتباط معنی داری بین جنسیت و بیماری وجود ندارد.بحث در منابع خارجی میزان شیوع بیماری در زنان بیشتر از مردان درج گردیده است ولی در این مطالعه، اختلاف معنی داری بین دو گروه جنسی مذکر و مونث یافت نگردید. شاید علت آن میزان بالای تروما در مردان باشد.
زهرا عبدی ، دکتر سیدهمایون صدرایی ، دکتر محمدحسین اکبری حسینی، سکینه حاجی‌میری،
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( دوماهنامه مهر-آبان ۱۳۹۰ )
چکیده

  پیش زمینه و هدف: سولفورموستارد عامل شیمیایی تاول‌زا می‌باشد که به عنوان یک تهدید نظامی به‌شمار می‌رود. استنشاق سولفورموستارد باعث التهاب راه‌های تنفسی، آسیب به بافت اپی تلیال ریه می‌گردد. اثر حفاظتی هگزامتیلن تترآمین بر سلول‌های ریه انسان در برابر سولفورموستارد گزارش شده است. همچنین اثرات مثبت آن در برابر فسژن موثر بوده است. هدف بررسی میزان تاثیر هگزامتیلن تترآمین بر پارانشیم بافت ریه آلوده به سولفورموستارد می‌باشد.

  مواد و روش کار: ۴۲ سر موش صحرایی نر از نژاد Albino Wistar به وزن ۲۰±۲۰۰ گرم به صورت تصادفی به هشت گروه شامل: ۱- نرمال سالین (NS) ، ۲-( (HMT ، ۳- (HD ۱ ) ، ۴- (Pre ۱ ) ، ۵- (Post ۱ ) ، ۶- (HD۲) ، ۷- (Pre ۲ ) ، ۸- (Post۱) تقسیم شدند. گروه‌های HD ۱ ، Pre ۱ ، ۱ Post سولفورموستارد ۵/۰درصد و HD ۲ ، Pre ۲ ، ۲ Post سولفورموستارد ۲۵/۰درصد و NS نرمال سالین را به صورت داخل تراشه‌ای دریافت نمودند. گروه‌های ۲،۴،۵،۷،۸ روزانه دارو را به صورت داخل صفاقی دریافت کردند، بعد از ۱۴ روز کشته و پردازش بافتی انجام گرفت. عوارض ریوی همانند ادم ،کلاپس و خونریزی ریوی درجه‌بندی و نتایج ثبت گردید.

  یافته‌ها: بین گروه‌های N.S و HMT در پارامترهای پاتولوژیکی اختلاف معنی‌دار وجود نداشت. میزان ادم، کلاپس، خون‌ریزی ریوی وابسته به دوز سولفورموستارد می‌باشد و در دوز بالا آسیب‌های شدید در ریه مشاهده گردید. میزان آن در گروه‌های درمانی و محافظتی نسبت به گروه‌های HD کاهش یافته، همچنین در گروه‌های درمانی به‌طور معنی‌دار نسبت به محافظتی کاهش یافته است.

  نتیجه گیری: هگزامتیلن تترآمین دارای اثرات محافظتی و درمانی بر بافت ریه می‌باشد.


معصومه اکبری، دکتر رحیم نژاد رحیم ، افسانه عظیم پور ، دکتر ایرج برنوسی ، دکتر هوشیار قهرمانلو ،
دوره ۲۳، شماره ۶ - ( دوماهنامه بهمن-اسفند ۱۳۹۱ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: بیش از ۲۰ درصد از عفونت‌های بیمارستانی در بخش‌های ICU اتفاق می‌افتد و باعث مرگ‌ومیر بین ۸۰-۱۰ درصد می‌شود با توجه به موارد پایین گزارش عفونت‌های بیمارستانی، این پژوهش باهدف بررسی میزان شیوع عفونت‌های بیمارستانی در بخش‌های ICU و مقایسه آن با استانداردهای جهانی جهت پیشگیری انجام شده است.

مواد و روش‌ها: این تحقیق یک مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی می‌باشد. ۱۰۱ پرونده عفونت بیمارستانی گزارش شده در طول یک سال بررسی شدند. برای تجزیه داده‌ها از آمارهای توصیفی، خی دو و نرم افزار spss۱۷ استفاده گردید.

یافته‌ها: شیوع عفونت بیمارستانی در کل بخش‌های بیمارستانی ۴/۰ درصد و در بخش‌هایICU  ۴۵/۵۴درصد بوده است. بیشترین میزان عفونت ۲۷/۴۷درصد عفونت سیستم تنفسی می‌باشد. تفاوت آماری معنی داری بین شیوع عفونت بیمارستانی در بخش‌های مختلف بیمارستان ملاحظه گردید (۰۰۱/۰> P). متوسط اقامت بیماران در بخش‌های ICU، ۱۹ /۲۱ روز بود. بین تعداد بیماران مبتلا به عفونت بیمارستانی به تفکیک بخش‌های مختلف و مدت بستری تفاوت معنی دار آماری وجود داشت (۵ ۰/۰ >p). بین جنسیت و بخش‌هایی که عفونت بیمارستانی در آن‌ها گزارش شده تفاوت آماری معنی داری وجود دارد (۰۰۱/ ۰ >p).

بحث و نتیجه گیری: میزان شیوع عفونت‌های بیمارستانی از حد استاندارد کمتر اعلام شده است. نتایج پژوهش ما را به اهمیت بررسی دقیق‌تر گزارش‌های عفونت‌های بیمارستانی اعلام شده از طرف بیمارستان‌ها و استاندارد سازی گزارش‌های اعلام شده و رفع اشکالات موجود سوق می‌دهد.


امیر منفردان ، دکتر کریم شمس اسنجان ، دکتر مجید فرش دوستی حق، ناهیده کریمیان فتحی ، دکتر علی اکبر موثق‌پوراکبری،
دوره ۲۴، شماره ۳ - ( ماهنامه خرداد ۱۳۹۲ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: جهش ژنتیکی ۱۶۹۱G>A یکی از پلی‌مورفیسم‌های شایع در ژن فاکتور ۵ انعقادی بوده که توارث آن با افزایش خطر ترومبوز همراه است. بررسی این جهش در جمعیت‌های مختلف می‌تواند در پیش آگهی ابتلا به اختلالات ترومبوتیک، بیمارهای قلبی عروقی، سقط مکرر سایر عوامل ترومبوتیک مفید باشد. بررسی‌هایی همانند مطالعه حاضر با استفاده از راهکارهای درمانی مناسب و همچنین ارائه اطلاعات اپیدمیولوژیکی برای مطالعات آینده کمک کننده خواهند بود. بدین منظور در این تحقیق فراوانی جهش ۱۶۹۱G>A در ژن فاکتور ۵ انعقادی در جمعیت سالم استان آذربایجان شرقی بررسی شد.

مواد و روش کار: ۲۰۰ فرد سالم بدون سابقه بیماری‌های قلبی عروقی و اختلالات ترومبوتیک، به عنوان نمونه‌ای از جمعیت سالم استان آذربایجان شرقی وارد مطالعه گردید و پس از اخذ خون محیطی و انجام ARMS-PCR نسبت به تعیین میزان فراوانی الل نرمال و جهش دارG۱۶۹۱A فاکتور ۵ انعقادی اقدام گردید.

یافته‌ها: میزان فراوانی الل Gدر جنس مؤنث ۸۶ درصد و در جنس مذکر ۹۱ درصد بود، در حالی که این میزان فراوانی الل Aدر جنس مؤنث ۱۴ و در جنس مذکر ۹ درصد بود.میزان فرکانس اللی در جمعیت استان آذربایجان شرقی برای ژنوتیپ‌های GG، GA و AA به ترتیب ۹۴/۰، ۰۶/۰ , ۰ به دست آمد.

بحث و نتیجه گیری: در مطالعه حاضر میزان فراوانی جهش فاکتور ۵ لیدن مورد ارزیابی قرار گرفته است و الگوی به دست آمده حاکی از آن است که میزان فراوانی ژنوتیپی با سایر نقاط ایران همسانی نسبی دارد.

 

 


دکتر امیر حیدری، اعظم اکبری، دکتر تهمینه پیروی،
دوره ۲۴، شماره ۶ - ( ماهنامه شهریور ۱۳۹۲ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: کنترل کیفی و کمی اشکال داروئی از مباحث مهم در ارتباط با فرمولاسیون و صنعت داروسازی می‌باشد. تعیین دقیق مقدار ماده مؤثره در ترکیبات دارویی موجود در بازار داروئی، می‌تواند در تعیین طول تاریخ مصرف، کنترل دارو از لحاظ بازدهی بدنی و در نهایت تعیین کارائی و اثردهی دارو مفید باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی مقدار ماده مؤثره دکسترومتورفان در اشکال داروئی موجود در بازار دارویی ایران بود.

مواد و روش کار: ابتدا اشکال مختلف داروئی دکسترومتورفان با چند شماره سریال متفاوت انتخاب شد. ماده مؤثره آن‌ها براساس روش استاندارد فارماکوپه (USP) استخراج گردید و با استفاده از روشHPLC و آشکار ساز فلورسانس اندازه‌گیری گردیدند.

نتایج: نتایج حاصل از اندازه‌گیری مقدار دکسترومتورفان در ۴۰ نمونه شکل داروئی دکسترومتورفان به‌ترتیب؛ قرص‌ها بین ۱۲۴-۱۰۴ درصد، قطره‌ها بین ۹۲-۸۷ درصد، شربت‌های ساده بین ۱۱۹-۹۱ درصد و شربت‌های ترکیبی بین ۱۲۰-۱۰۹ درصد مقدار موجود در برچسب هر یک از این فرآورده‌ها بودند.

بحث و نتیجه‌گیری: نتایج حاصله از اندازه‌گیری ۴۰ نمونه شکل دارویی دکسترومتورفان در مقایسه با مقدار ماده مؤثره مورد ادعای لابراتوارهای داروسازی تولید کننده این فرآورده‌ها، نتایج قابل قبول و افزون بر برچسب داروئی در مورد اشکال داروئی قرص و شربت‌ها را نشان می‌دهد در حالی که مقدار ماده مؤثره در قطره‌های خوراکی کمتر از مقادیر مورد ادعا است.

 


زهرا اکبری، سیدرضا محبی ، محمدیعقوب طالقانی، مهدی منتظر حقیقی، محسن واحدی، هانیه میرطالبی، پدرام عظیم‌زاده ، سارا رومانی، محمدرضا زالی،
دوره ۲۴، شماره ۸ - ( ماهنامه آبان ۱۳۹۲ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: یکی از سیستم‌های مهم تعمیر DNA ، سیستم ترمیم جفت بازهای ناجور (MMR) است. موتاسیون در این سیستم می‌تواند منجر به انواع مختلف سرطان شود. اگزونوکلئاز۱ (Exo۱) تنها اگزونوکلئاز درگیر در سیستم MMR انسانی است. به دلیل نقش خاص Exo۱ در سیستم MMR ،این ژن یک فاکتور مستعد کننده در سرطان کلورکتال محسوب می‌شود. چند شکلی‌های تک نوکلئوتیدی ((SNP در افزایش یا کاهش میزان ابتلا به سرطان کلورکتال دخیل هستند. در این مطالعه، به‌منظور دستیابی به بیومارکرهای مستعد کننده سرطان کلورکتال، به بررسی همبستگی پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی rs۱۶۳۵۴۹۸ (C۷۲۳R) ژن Exo۱ و احتمال خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان طالقانی تهران می‌پردازیم.

مواد و روش کار: این مطالعه مورد-شاهدی بر روی ۱۱۱ بیمار مبتلا به سرطان کلورکتال و ۱۲۱ فرد سالم که به بیمارستان طالقانی شهر تهران مراجعه کرده بودند انجام گرفت. جهت تعیین ژنوتیپ‌های پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدیrs۱۶۳۵۴۹۸  ژن Exo۱ از روش PCR-RFLP و آنزیم محدودالاثر HpyCHIV  مورد استفاده قرار گرفت.

یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها در حالتی که ژنوتیپ TT به‌عنوان مرجع انتخاب شد، درصد فراوانی ژنوتیپ‌های CC,CT,TT در بیماران مبتلا به سرطان کلورکتال ۱/۹۰ ،۰/۹ ، ۹/۰ درصد و در گروه کنترل ۶/۹۲ ،۴/۷ ،۰/۰ درصد بوده و اختلاف معنی‌دار نشان ندادند. درصد فراوانی آلل T در نمونه‌های بیمار، ۶/۹۴ درصد و در گروه کنترل ۳/۹۶ درصد بود. همچنین درصد فراوانی الل C در نمونه‌های بیمار و کنترل به‌ترتیب، ۴/۵درصد و ۷/۳ درصد محاسبه شد.

بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که پلی‌مورفیسم rs۱۶۳۵۴۹۸ ژن Exo۱ با مستعد کردن افراد در ابتلا به سرطان کلورکتال همبستگی نداشته و بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این پلی‌مورفیسم در افزایش یا کاهش خطر ابتلا به سرطان کلورکتال نقش معناداری ندارد.

 


حمیدرضا فرخ اسلاملو، بهرام نبی‌لو، سیما اشنویی، الهام اکبری ،
دوره ۲۴، شماره ۹ - ( ماهنامه آذر ۱۳۹۲ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: سندرم پیش از قاعدگی یک اختلال شایع سایکوسوماتیک است که ارتباط واضحی با قاعدگی در زنان در سنین باروری داشته و بعد از تخمک‌گذاری ظاهر می‌شود و در طی چند روز از شروع قاعدگی بر طرف می‌شود. هدف از این مطالعه تعیین شیوع، شدت و عوامل مؤثر بر سندرم پیش از قاعدگی در دانشجویان پزشکی دختر دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بوده است.

ابزار و روش کار: در این پژوهش تعداد ۱۴۲ نفر از دانشجویان دختر رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بدون نمونه‌گیری وارد مطالعه شدند و پرسشنامه استاندارد DSM-IV مربوط به سندرم پیش از قاعدگی و نیز پرسشنامه مقیاس سندرم پیش از قاعدگی را در طی دو دوره یک ماهه تکمیل نمودند.

یافته‌ها: شیوع PMS در دانشجویان پزشکی بر حسب معیارهای DSM-IV ۴/۳۹درصد و ICD-۱۰ ۶/۷۹درصد برآورد شد. شدت ابتلا به PMS در دانشجویان مبتلا به تفکیک ۶/۶۰درصد خفیف، ۱/۲۵درصد متوسط و در ۲/۱۴درصد موارد شدید به دست آمد. شایع‌ترین علائم PMS، ناپایداری خلقی، کاهش علاقه به فعالیت‌های روزمره، خلق افسرده و بی‌قراری شدید بود. PMS به صورت قابل توجهی در دخترانی که سابقه فامیلی مثبت و سابقه استفاده از دارو برای رفع علائم بیماری را داشته‌اند، بیشتر بود (۰۵/۰p<).

بحث و نتیجه گیری: شیوع PMS در دانشجویان پزشکی نسبتأ بالاست ولی درصد کمتری از آن‌ها از اختلال با درجه شدید رنج می‌برند. شایع‌ترین علائم مرتبط با سندرم پیش از قاعدگی، علائم سیکولوژیک می‌باشد.

 


اعظم اکبری، امیر حیدری ،
دوره ۲۴، شماره ۱۲ - ( ماهنامه اسفند ۱۳۹۲ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: کنترل کمی و کیفی اشکال داروئی از حیث دارا بودن مقدار ماده مؤثره جهت پایش اثرات درمانی و سمیت آن، حائز اهمیت می‌باشد. پروژه حاضر جهت اندازه‌گیری مقدار اکسی‌توسین در اشکال داروئی موجود در بازار داروئی ایران طراحی گردید.

مواد و روش: اشکال داروئی اکسی‌توسین موجود در بازار داروئی ایران با دوز ۵ و ۱۰ واحدی(IU) تهیه گردید. روش اندازه‌گیری شامل کروماتوگرافی مایع با کارائی بالا (HPLC) به‌عنوان روش ترجیحی در این پروژه به‌کار گرفته شد. در این سیستم جداسازی تحت شرایط ایزوکراتیک و با استفاده از ستون  C۱۸ و محلول فاز متحرک شامل (V/V) %۲۰ استونیتریل در بافر فسفات ۸۰ میلی مولار (۵=pH) با سرعت جریان ۵/۱ میلی‌لیتر در دقیقه و آشکار ساز UV در طول موج nm۲۲۰ انجام گرفت.

یافته‌ها: نتایج حاصل از این آزمایش نشان دهنده وجود یک رابطه خطی بین غلظت ماده مؤثره و شدت پاسخ آشکارساز در محدوده غلظتی IU/ml ۱۲-۱۵/۰ بود. مقدار ضریب همبستگی ۹۹/۰=R۲ و معادله منحنی ۱۹۳/۲– C ۱/۱۳۳=A حاصل شد. نتایج آنالیز نمونه‌ها نشان دادند که برای ۳ غلظت ذکر شده،درصد ضریب تغییرات درون روزی بین ۹۳/۹-۹۷/۱ و ضریب تغییرات بین روزی، بین ۷۶/۱-۱۰/۱ قرار داشت. همچنین درصد دقت  ۵/۱۰۷-۴/۹۶ و ۶۰/۹۹-۹۳ به‌ترتیب برای تغییرات درون روزی و تغییرات بین روزی به‌دست آمد. حد تشخیص روش نیز IU/ml ۲۵/۰ حاصل گردید. پس از اندازه‌گیری میزان اکسی‌توسین در فرآورده‌های دارویی، مقدار این ماده مؤثره برای آمپول‌های ۱۰ واحدی بین ۱۲۰-۱۰۷ درصد و برای آمپول‌های ۵ واحدی بین ۶/۲۱۶-۲/۱۱۴ درصد تعیین گردید.

بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از آزمایش، مشاهده می‌گردد که بعضی از مقادیر اکسی‌توسین در فرآورده‌هایی دارویی موجود در بازار دارویی ایران، بیش از مقادیر عنوان شده در برچسب مورد ادعای کارخانه سازنده، است. این نتایج ضرورت کنترل کیفی و کمی اشکال داروئی را هر چه بیشتر مورد تاکید قرار می‌دهد.

 


بهروز بهروز ، مهران فرهادی، نسیم بخت ، فاطمه اکبری ، نسرین حیدری‌زاده،
دوره ۲۵، شماره ۷ - ( ماهنامه مهر ۱۳۹۳ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: مشکلات مزمن پزشکی خاصه دیابت با اختلالات روان‌شناختی همراه هستند و به نظر می‌رسد فقدان تحرک جسمانی کافی یکی از عوامل واسطه‌ای است که دیابت و مشکلات روان‌شناختی را توأماً تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف این پژوهش بررسی اختلالات روان‌شناختی در مبتلایان به دیابت و رابطه‌ی آن‌ها با کمبود تحرک جسمانی بود.

مواد و روش کار: این پژوهش توصیفی- مقطعی جهت بررسی اختلالات روان‌شناختی در بیماران دیابتی نوع II انجام شده است. تعداد ۲۱۰ بیمار (۱۱۰ زن و ۱۰۰ مرد) مراجعه‌کننده به بیمارستان تخصصی دیابت طالقانی شهر کرمانشاه به‌صورت در دسترس انتخاب و پرسشنامه ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و پرسشنامه SCL-۹۰-R روی آنان اجرا شد.

یافته‌ها: بررسی داده‌ها نشان داد شیوع اختلالات روان‌شناختی در بیماران دیابتی بیش از ۳۶درصد است. آزمونتی مستقل نشان داد بیماران مرد خصومت و پارانویای بالاتر و زنان بیمار، وسواس، افسردگی، (۰۱/۰all Ps<) و روان‌پریشی بالاتری داشتند (۰۱/۰P<)، اما در سایر ابعاد تفاوتی دیده نشد. تحلیل واریانس یک‌راهه نشان داد افراد خانه‌دار وسواس و افسردگی بیشتری از افراد دارای مشاغل آزاد (۰۱/۰Ps<) و دولتی داشتند و حساسیت بین فردی و روان‌پریشی آن‌ها تنها نسبت به مشاغل آزاد بالاتر بود (۰۵/۰Ps<). افراد خانه‌دار خصومت کمتری نسبت به افراد دارای مشاغل آزاد (۰۱/۰P<) و دیگر گروه داشتند (۰۵/۰P<).

نتیجه‌گیری: درمجموع نتایج نشان داد شیوع مشکلات روان‌شناختی در بیماران دیابتی بالا بود و شدت آن در زنان و افراد خانه‌دار بالاتر بود. با توجه به اینکه بیشتر خانه‌داران را زنان تشکیل می‌دهند، ممکن است یکی از دلایل مشکلات روان‌شناختی بالاتر در زنان، تحرک جسمانی پایین آنان باشد. این یافته بر نقش متغیر واسطه‌ای تحرک جسمانی در رابطه دیابت و مشکلات روان‌شناختی صحه می‌گذارد.

 


هانیه اکبری نخجوانی، رحیم بدری گرگری ،
دوره ۲۶، شماره ۶ - ( ماهنامه _شهریور ۱۳۹۴ )
چکیده

پیش زمینه و هدف: سرطان سینه دومین سرطان شایع در جهان می‌باشد. این بیماری و درمان‌های مربوط به آن بر سطح عملکردهای کیفیت زندگی تأثیرگذار است. درمان‌های روان‌شناختی می‌تواند بر کیفیت زندگی این بیماران مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش افشای هیجانی به شیوه گفتاری/ نوشتاری بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه سرطان سینه تبریز بود.

مواد و روش کار: در این پژوهش با بهره‌گیری از طرح نیمه آزمایشی، نمونه‌ای شامل ۳۰ نفر از زنان مبتلابه سرطان سینه، عضو در انجمن حمایت از بیماران سرطان سینه آذربایجان شرقی، انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه کنترل موردمطالعه قرار گرفتند (در هر گروه ۱۵ نفر). ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های کیفیت زندگی EORTCQLQ_C۳۰.V,۳ تواما" با پرسشنامه BR۲۳.V,۳ متعلق به سازمان اروپایی تحقیقات درمان سرطان، بود. در فرایند اجرا، گروه افشای هیجانی به مدت چهار جلسه به افشاء خاطرات ناخوشایند مرتبط با بیماری پرداختند و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای را دریافت نکردند.

یافته‌ها: نتایج به‌وسیله نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج حاصل از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که روش افشای هیجانی در مؤلفه‌های عملکرد جسمانی، شناختی، اجتماعی، عاطفی، کیفیت عمومی و علائم بیماری، باعث بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه سرطان سینه شده است ولی بر مؤلفه‌های عملکرد جنسی و ایفای نقش، تأثیری نداشته است.

نتیجه‌گیری: می‌توان از روش افشای هیجانی به‌عنوان یک روش مؤثر در بهبود کیفیت زندگی این دسته از بیماران در مراکز آنکولوژی و به‌عنوان درمان‌های تکمیلی در کنار درمان‌های پزشکی سود جست.


لیلا مقتدر، بهمن اکبری، مطهره حقگو سیاهگورابی،
دوره ۲۷، شماره ۲ - ( ماهنامه اردیبهشت ۱۳۹۵ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: اختلال اتیسم که در IV DSM- از اختلالات فراگیر رشدی دوران کودکی به شمار می‌آمد، در DSM-۵ با عنوان اختلال طیف درخودماندگی و جزو اختلالات رشد عصبی دسته‌بندی شده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر روان‌درمانی حمایتی و آموزشی گروهی بر اضطراب، افسردگی، استرس و کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم صورت گرفته است.

مواد و روش‌ کار: پژوهش فوق با روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه پژوهش کلیه مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم مراجع به مرکز سرپایی روان‌پزشکی کودک و نوجوان مرکز آموزشی درمانی شفا رشت در ۶ ماهه دوم سال ۱۳۹۲ و نمونه‌ها شامل ۲۰ نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم بودند که نمره اضطراب و افسردگی آن‌ها بالاتر از نقطه برش بود. آزمودنی‌ها در مرحله اول به روش نمونه‌گیری در دسترس (هدفمند) انتخاب شدند و بعد به‌صورت تصادفی در دو گروه ۱۰ نفره کنترل و آزمایش قرار گرفتند. پیش‌آزمون شامل پرسشنامه‌های اضطراب بک، افسردگی بک، سیاهه تنیدگی والدینی (PSI) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHO QOL-BREF) بود که بر روی هر دو گروه اجرا شد سپس برنامه روان‌درمانی حمایتی و آموزش گروهی، طی شش هفته، هر هفته یک جلسه ۹۰ دقیقه‌ای برای گروه آزمون اجرا شد. نتایج با تحلیل کوواریانس بررسی شد.

نتایج: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که برنامه روان‌درمانی حمایتی و آموزشی گروهی توانست نمره اضطراب، افسردگی، استرس را در گروه آزمون به‌طور معنی‌داری کاهش داده و کیفیت زندگی‌شان را ارتقاء بخشد. درحالی‌که هیچ تغییر معنی‌داری در گروه کنترل مشاهده نشد (P<۰/۰۵).

بحث و نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که تأکید بر این نوع مداخلات درمانی توسط نظام سلامت کشور می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر این وجوه از سلامت روان بیماران مذکور داشته باشد.


زهرا اکبری، محمد شاکر خطیبی، محمد مسافری، نجیبه اصل رهنمای اکبری، زهره شیری، محمدرضا فرشچیان،
دوره ۲۷، شماره ۵ - ( ماهنامه مرداد ۱۳۹۵ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: اکریلونیتریل به‌‌عنوان ماده اولیه اصلی در تولید رزین ABS در صنایع پتروشیمی کاربرد دارد و به‌‌عنوان یکی از آلاینده‌‌های پساب خروجی فرایند تولید ABS مطرح می‌‌باشد. با توجه به اهمیت کاربرد سیستم‌‌های بیولوژیکی در تصفیه این پساب، این مطالعه باهدف جداسازی و شناسایی میکروارگانیسم‌‌های غالب موجود در واحد بیولوژیکی تصفیه پساب ABS و ارزیابی پتانسیل تجزیه بیولوژیکی اکریلونیتریل انجام شده است.

مواد و روش‌ کار: ساختار جمعیت میکروبی با ۸ نوبت نمونه‌برداری از حوض هوادهی بررسی گردید. بدین منظور، از محیط‌‌های کشت PCA، R۲A، سابروزدکستروز آگار و رزبنگال به‌‌منظور کشت عمومی باکتری‌ها و قارچ‌ها استفاده شد. به‌‌منظور شناسایی جنس باکتری‌ها از آزمون‌های بیوشیمیایی و برای شناسایی قارچ‌ها از کشت روی لام استفاده شد. پتانسیل تجزیه بیولوژیکی اکریلونیتریل، از طریق تعیین غلظت اکریلونیتریل، اکریلامید و اکریلیک‌‌اسید با استفاده از کروماتوگرافی گازی (GC) ارزیابی گردید.  

یافته‌ها: از مجموع ۲۰ باکتری جداسازی‌‌شده، ۷ جنس متعلق به نایسریا، موراکسلا، آلکالیژنز، باسیلوس، سودوموناس، شیگلا و استافیلوکوکوس بوده است. قارچ‌های شناسایی‌‌شده نیز شامل آسپرژیلوس، کلدوسپوریوم، تریکودرما، کریزسپوریوم و پنی‌سیلیوم بوده است. نتایج بررسی حذف اکریلونیتریل نشان‌‌دهنده کاهش ۷۱ درصدی این آلاینده در واحد بیولوژیکی بوده است. غلظت اکریلیک‌‌اسید به‌‌عنوان یکی از محصولات نهایی تجزیه اکریلونیتریل از mg/l ۳۹ در ورودی به mg/l ۹۴ در خروجی افزایش یافته و غلظت اکریلامید در طول واحد تصفیه تقریباً ثابت بوده است.  

بحث و نتیجه‌گیری: باکتری و قارچ غالب در واحد بیولوژیکی به‌‌ترتیب به‌‌عنوان سودوموناس و آسپرژیلوس شناسایی شد. در این میان، جنس‌‌های Alcaligenes، Pseudomonas، Bacillus و Moraxella به‌‌عنوان باکتری‌‌های نیتریفایر هتروترف شناسایی شده‌‌اند که توانایی تجزیه ترکیبات نیتروژن‌‌دار ازجمله اکریلونیتریل را دارند.


یوسف نصیری باری، وهاب باباپور، عباس احمدی، مرتضی زنده دل خیبری، قاسم اکبری،
دوره ۳۱، شماره ۵ - ( مرداد ۱۳۹۹ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: در این مطالعه تجربی، اثر هیپوتائورین بر لقاح و باروری داخل آزمایشگاهی اووسیتهای حاصل از موشهای مبتلا به سندروم تخمدان پلی‌کیستیک تجربی طراحی و اجرا شد.
مواد و روش کار: در این مطالعه تجربی، از موش‌های NMRI در سنین ۶ تا ۸ هفته استفاده شد. موش‌ها به دو گروه کنترل و PCOS تقسیم شدند. برای القاء PCOS تجربی، استرادیول والرات ۱۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم، به‌صورت داخل صفاقی تزریق شد. سپس برای تخمک‌گذاری ابتدا تزریق با ۵/۷ واحد PMSG در حجم ۱/۰ میلی‌لیتر و ۴۸-۴۶ ساعت بعد با تزریق ۵/۷ واحد hCG در حجم ۱/۰ میلی‌لیتر انجام شد. سرانجام، کورکومین ۱/۰، ۱ و ۱۰ میکرومولار به محیط کشت اووسیت‌های گروه PCOS اضافه شد و میزان رشد و توسعه جنینی در گروه‌های مختلف موردبررسی قرار گرفت (P<۰/۰۵).
یافته‌ها: اکثر رویان‌های متوقف‌شده دارای درصد بالایی از لیز و فراگمانتاسیون بوده و رویان‌های متوقف شده جزو تیپ I و II بودند. افزودن هیپوتائورین باعث کاهش میزان لیز و فراگمانتاسیون و کاهش درصد رویان‌های متوقف شده گردید. رویان‌های کم‌تر متوقف شده جزو تیپ III بودند (P<۰/۰۵). این بررسی نشان داد که µM ۱ هیپوتائورین باعث افزایش درصد لقاح و µM ۱۰ هیپوتائورین باعث افزایش درصد رویان‌های دوسلولی و هم‌چنین درصد بلاستوسیت‌ها را بیش‌تر افزایش داده‌اند (P<۰/۰۵).
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد، افزودن غلظت‌های معین هیپوتائورین به‌عنوان ماده آنتی‌اکسیدانی، باعث بهبود و افزایش درصد لقاح و افزایش درصد رویان‌های دوسلولی می‌شود. هم‌چنین در افزایش درصد بلاستوسیست‌ها نیز می‌تواند مفید واقع شود.
محمدعلی قویمی، آرزو قریشی زاده، زهرا دلیر اکبری، مهدی صادقی حسن آبادی، رامین نگاهداری،
دوره ۳۲، شماره ۲ - ( اردیبهشت ۱۴۰۰ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: قوس زایگوما برجسته‌ترین قسمت صورت است و معمولاً در هنگام ضربه به‌صورت آسیب می­بیند. با استخوان پیشانی، استخوان گیجگاهی، فک بالا و استخوان اسفنوئید مفصل می­شود و به‌عنوان پل اصلی در بین این استخوان­ها عمل می­کند. شکستگی‌های جداشده قوس شامل ۱۰درصد از تمام شکستگی‌های زایگوما و ۵درصد از همه شکستگی­های استخوان صورت است. درمان شکستگی قوس زیگوماتیک از مشاهده تا reduction باز متفاوت است. رویکرد زمانی Gilles یک روش جراحی متداول برای کاهش شکستگی قوس زایگوما بوده است. بااین‌حال، این روش جراحی با زخم صورت در خط مو و خطرات ناشی از فلج عصب صورت همراه است. در این تحقیق ما از روش جدیدی استفاده کردیم: استفاده از سوزن پنجاه میلی‌متری بدون برش جراحی برای جایگزینی قوس شکسته زایگوما و میزان درد، ورم، حداکثر باز شدن دهان و ecchymosis را قبل و بعد از جراحی را کاهش می‌دهد.
مواد و روش‌ کار: در این مطالعه بالینی، میزان درد، آدم و حداکثر باز شدن دهان قبل و بعد از عمل جااندازی قوس گونه‌ی شکسته توسط روش جدید استفاده از سوزن پنجاه میلی‌متری بدون برش جراحی ارزیابی شد. از کلیه بیماران با شکستگی قوس زایگوما که طی سال‌های ۹۸-۹۹ به مرکز پزشکی امام رضا (ع) بخش جراحی فک و صورت مراجعه کرده‌اند CT اسکن گرفته شده‌اند. از سوزن ۵۰ میلی‌متری برای reduction با روش جدید استفاده شد.
یافته‌ها: این مطالعه بر روی ۷ بیمار مبتلا شکستگی ایزوله استخوان زایگوما انجام شد. میانگین سنی بیماران ۸۷/۵±۸۵/۳۳ سال بود. میزان کاهش درد طی ۷ روز پس از جراحی به‌صورت معنی‌دار گزارش شد ولی میزان آدم (P=۰,۵۳۹) و میزان باز شدن دهان پس از جراحی اختلاف معنی‌داری را نشان نداد.
بحث و نتیجه‌گیری: در بررسی مطالعات فوق و مقایسه آن‌ها با مطالعه حاضر مشاهده شد که در شکستگی­های ایزوله قوس زایگوما روش جراحی مطالعه حاضر روشی بسیار سودمند و بدون عارضه در بیماران بود. این روش­ها علی‌رغم روش‌های جااندازی باز، میزان اسکار کمتری دارند، مدت‌زمان جراحی کاهش یافته است و این می‌تواند منجر به بهبودی هرچه سریع‌تر بیمار کردد.
حسین اکبری اقدم، شیوا صیرفیان، محمد ابراهیم پور، مهشید تل لو، میلاد بهاری، سام بمانی،
دوره ۳۲، شماره ۴ - ( تیر ۱۴۰۰ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: بیماری مزمن کلیوی معمولاً با کاهش کلسیم و شکستگی‌های با انرژی پایین در بیماران دیده می‌شود در این مطالعه بر آن شدیم تا به بررسی ارتباط بین میزان estimated Glomerular Filtration Rate (eGFR) با شکستگی با انرژی پایین هیپ بپردازیم.
مواد و روش کار: این مطالعه به شکل توصیفی در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه که با تشخیص شکستگی هیپ در سال‌های ۹۵ و ۹۶ به بیمارستان‌های الزهرا و کاشانی مراجعه می‌کردند انجام گردید. میزان Cr از پرونده بیمار استخراج گردید و ارتباط eGFR با سایر متغیرها بررسی شد.
یافته‌ها: از بین بیماران موردمطالعه ۲۰۳ نفر (۴۸,۶درصد) eGFR زیر ۶۰ و ۲۱۵ نفر (۵۱,۴درصد) eGFR بالای ۶۰ داشتند. در بیماران با e-GFR زیر ۶۰ جنس مؤنث به‌صورت معنی‌داری شایع‌تر بود، بیماری‌های زمینه‌ای دیابت و فشارخون بالا به‌صورت معنی‌داری بیشتر بود و همچنین میانگین سنی و سطح کراتینین به‌صورت معنی‌داری بیشتر از افراد دارای eGFR بالای ۶۰ بود و از طرفی میانگین هموگلوبین در افراد دارای eGFR زیر ۶۰ به‌صورت معنی‌داری کمتر از افراد با eGFR بالای ۶۰ بود (p<۰,۰۵). میزان مرگ‌ومیر در افراد با eGFR زیر ۶۰ به‌صورت معنی‌داری بیشتر از افراد با eGFR بالای ۶۰ بود. ارتباط معنی‌داری بین eGFR با نوع شکستگی و بیماری‌های ایسکمی وجود نداشت (p>۰,۰۵).
نتیجه‌گیری: مدیریت در پیشگیری از شکستگی هیپ و درمان بیماران با نارسایی کلیه می‌تواند در درمان شکستگی و کاهش مرگ‌ومیر ناشی از آن مؤثر باشد.
الیناز اکبری آذر، سید عبدالحمید انگجی، پرویز پاکزاد، عیسی عبدی راد، آرش موسی الرضایی،
دوره ۳۲، شماره ۴ - ( تیر ۱۴۰۰ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (MS) (MIM # ۱۲۶۲۰۰) نوعی اختلال دمیلینه کننده التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که به‌عنوان شایع‌ترین علت ناتوانی عصبی غیر ترومایی در بالغین جوان شناخته می‌شود. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط واریانت‌های rs۹۸۲۸۶۲۹ (FOXP۱ gene), rs۶۸۸۱۷۰۶ (IL۷R gene), rs۹۹۶۷۷۹۲ (STAT۴ gene) با مالتیپل اسکلروزیس عودکننده _فروکش‌کننده Relapsing-Remitting MS(RRMS) هست.
مواد و روش‌ کار: مطالعه مورد شاهدی شامل ١٢٩ مورد مبتلا به RRMS و ٢٠٠ فرد سالم می‌باشد. با استفاده از تکنیک ARMS-PCR ژنوتایپ هرکدام از پلی‌مورفیسم‌های rs۹۸۲۸۶۲۹, rs۶۸۸۱۷۰۶, rs۹۹۶۷۷۹۲ تعیین شد. مربع کای، آزمون دقیق فیشر Fisher’s exact test و آنالیز رگرسیون اللی و ژنوتیپی برای بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم‌های موردنظر با بیماری RRMS استفاده شد.
یافته‌ها: با توجه به کل جمعیت بررسی‌شده ̨ ارتباط معنی‌داری بین rs۶۸۸۱۷۰۶ و RRMS با ٥٢٢/٢ OR= و ٧٥٩/٤ -٣٣٦/١ ۹۵%CI= و ٠٠٤/٠P_Value= مشاهده شد. پس از استفاده از تصحیح (٠١٦٩/١ = P) Bonferroni ارتباط این پلی‌مورفیسم با RRMS تغییر نکرد. اما هیچ ارتباطی بین rs۹۸۲۸۶۲۹ و rs۹۹۶۷۷۹۲ با RRMS مشاهده نشد. در بررسی ارتباط rs۶۸۸۱۷۰۶ با RRMS در دو زیرگروه زن و مرد هیچ تفاوتی بین OR کل و OR زیرگروه‌ها مشاهده نشد.
بحث و نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر سه مورد از پلی‌مورفیسم‌های مرتبط با مالتیپل اسکلروزیس حاصل از مطالعه ارتباط در سطح کل ژنوم (GWAS) در جمعیت اروپایی را در جمعیت شمال غرب ایران بررسی کرده است. بین پلی‌مورفیسم rs۶۸۸۱۷۰۶ و بیماری RRMS ارتباط معنی‌دار مشاهده شد ولی بین پلی‌مورفیسم‌های rs۹۹۶۷۷۹۲ و rs۹۸۲۸۶۲۹ با بیماری RRMS ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد. اهمیت پلی‌مورفیسم‌های تأییدشده برای درک مسیرهای سیگنالینگ در بیماری RRMS و استفاده از آن‌ها به‌عنوان یک بیومارکرژنتیکی در تشخیص و غربالگری بیماری و ایجاد هدف جدید دارویی می‌باشد.
الیناز اکبری آذر، سید عبدالحمید انگجی، پرویز پاکزاد، عیسی عبدی راد، آرش موسی الرضایی اقدم،
دوره ۳۳، شماره ۲ - ( اردیبهشت ۱۴۰۱ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف:  مولتیپل اسکلروزیس (MS) (MIM #۱۲۶۲۰۰) یک اختلال مزمن و التهابی دمیلینه‌کننده سیستم عصبی مرکزی (CNS) است که به عنوان شایع‌ترین دلیل نقص‌های عصبی غیرترومایی در بین جوانان شناخته می شود. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط بین واریانتهای پرخطر ژنهای دارای عناصر پاسخ دهنده به ویتامین D و خطر ابتلا به مالتیپل اسکلروزیس عود کننده – فروکش کننده(RR-MS)  در جمعیت آذری ایران می باشد.

مواد و روش‌ کار: در این مطالعه، ١٢٩ بیمارRR-MS  و ٢٠٠ فرد نرمال از جمعیت آذربایجان غربی انتخاب شدند. سپس چهارده پلی مورفیسم از ژن‌های دارای عناصر پاسخ دهنده به ویتامین D، که از مطالعات ارتباط گسترده در سطح ژنوم (GWAS) قبلی به دست آمده بودند، با استفاده از روش (T-ARMS-PCR) در هرکدام از افراد شرکت‌کننده در مطالعه تعیین ژنوتیپ شدند. مربع کای ، آزمون دقیق فیشر و آنالیز رگرسیون اللی و ژنوتیپی برای بررسی ارتباط پلی مورفیسمهای مورد نظر با بیماری RRMS استفاده شد.

یافته‌ها: سه پلی‌مورفیسم ارتباط معنی‌داری (p-value < ۰,۰۵) با RR-MS نشان دادند.rs۴۴۱۰۸۷۱ از ژن PVT۱ (P-value= ۰.۰۳۵) ̨  rs۲۱۲۴۰۵ از ژن TAGAP(P-value= ۰.۰۱۶) و rs۷۰۹۰۵۱۲ از ژن IL۲RA(P-value= ۰.۰۰۸) به عنوان پلی مورفیسمهای پر خطر در مطالعه ما شناسایی شدند.

بحث و نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر چهارده واریانت  مرتبط با ام اس از ژن‌های دارای عناصر پاسخ دهنده به ویتامین D را در جمعیت آذری ایران بررسی کرده و  وجود شباهت‌هایی بین ساختار ژنتیکی ام اس در جمعیت‌های GWAS و جمعیت آذری‌ ایران را تایید کرد.

 
سحر اکبری زاده خواجه، علی فرهادی بیرگانی، عباس دوستی،
دوره ۳۳، شماره ۳ - ( خرداد ۱۴۰۱ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: در چند سال گذشته واکسن­های بر پایه mRNA برای درمان سرطان و بیماری­های ویروسی و اتوایمنی موردتوجه قرار گرفته­اند. چندین mRNA واکسن در مراحل پیشبالینی و بالینی مورد ارزیابی قرار گرفته­اند. این آزمایش‌ها نشان دادهاند که mRNA واکسنها یک پاسخ ایمنی طولانیمدت را هم در مدلهای حیوانی و هم انسان ایجاد می­کنند. توجه به پاسخ‌های ایمنی قابل‌توجهی که ایجاد می‌کنند، اثربخشی واکسن‌های mRNA در برابر سرطان‌ها و عوامل بیماری‌زا بسیار بالاتر از سایر واکسن‌هایی است که پاسخ ایمنی قابل‌توجهی را القا نمی‌کنند. نتایج پیشرفت­های اخیر در زمینه‌های مختلف، زمینه را برای تولید mRNA واکسن‌های با کارایی و اثربخشی بالا فراهم کرده است‌. هدف از این مقاله مروری بررسی مهم‌ترین پیشرفت‌ها در زمینه تولید واکسن‌های mRNA و همچنین چالش‌های پیش رو این زمینه بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری است که مقالات متعدد نمایه شده در پایگاه‌های PubMed، Scopus، Science Direct و Google scholar با کلیدواژه‌های mRNA vaccine و viral infections موردبررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج مطالعات متعدد نشان داد که واکسن‌های مبتنی بر mRNA توانایی القای پاسخ سیستم ایمنی همورال و سلولی بر طیف وسیعی از بیماری‌های عفونی و غیر عفونی را دارند. با پیشرفت روش‌های انتقال mRNA و افزایش پایداری آن‌ها، این واکسن‌ها به‌عنوان روشی امیدبخش، مؤثر و ایمن در درمان و پیشگیری از بیماری‌های عفونی و غیر عفونی و نیز سرطان‌ها معرفی شده‌اند.
نتیجه‌گیری: پاسخ‌های ایمنی قوی، طولانی‌مدت و ایمن مشاهده‌شده در مدل‌های حیوانی، و همچنین داده‌های امیدوارکننده از آزمایش‌های بالینی اولیه انسانی، واکسیناسیون مبتنی بر mRNA را به یک جایگزین مطمئن برای واکسن‌های مرسوم تبدیل کرده است.
سارینا اکبریان، سجاد روشنی،
دوره ۳۳، شماره ۱۱ - ( بهمن ۱۴۰۱ )
چکیده

پیش‌زمینه و هدف: شانه منجمد یا چسبندگی کپسول مفصلی یکی از شایع‌ترین علت‌های درد و ناتوانی شانه است که با علامت درد و محدودیت دامنه حرکتی مفصل شانه مشخص می‌شود. هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر تمرینات ثباتی اسکاپولا و موبیلیزیشن شانه بر درد و دامنه حرکتی زنان مبتلا به شانه منجمد بود.
مواد و روش کار: در این پژوهش نیمه تجربی، ۴۵ زن مبتلا به شانه منجمد با دامنه سنی ۶۰-۴۰ سال، مراجعه‌کننده به کلینیک‌های شهرستان ارومیه انتخاب و به سه گروه تمرینات ثباتی اسکاپولا (سن: ۵۲/۲±۱۹/۴۸ سال)، موبیلیزیشن شانه (سن: ۸۵/۳±۷۳/۵۱ سال) و کنترل (سن: ۴۹/۲±۳۳/۴۹ سال) تقسیم شدند. دامنه حرکتی ابداکشن، فلکشن، اینترنال و اکسترنال روتیشن شانه با استفاده از گونیامتر و درد شانه با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری (VAS) قبل و بعد از اعمال مداخله‌ها اندازه‌گیری شد. آنالیز داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS در سطح معنی‌داری ۰۵/۰ P≤ انجام شد. جهت مقایسه میانگین متغیرها از آزمون آماری آنکوا و آزمون تعقیبی سیداک استفاده شد.
یافته‌ها: اختلاف معناداری بین دو نوع مداخله درمانی از بابت درد و دامنه حرکتی مشاهده نشد. بااین‌حال، اختلاف معنی‌داری بین دو برنامه تمرینات ثباتی اسکاپولا و موبیلیزیشن شانه در جهت کاهش درد و بهبود دامنه حرکتی ابداکشن، فلکشن، چرخش داخلی و چرخش خارجی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد.
بحث و نتیجه‌گیری: انجام تمرینات پایدارسازی کتف و موبیلیزیشن شانه به‌طور معناداری بر کاهش درد و بهبود دامنه حرکتی مفصل شانه بیماران اثر دارد بنابراین می‌توان از برنامه‌های ذکرشده برای کاهش درد و افزایش دامنه حرکتی شانه بیماران مبتلا به شانه منجمد استفاده کرد.

صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله مطالعات علوم پزشکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Studies in Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb